عشق، جذابترین خلقت شیرین خداست
چشمهای ناب که نوشیدن آن عین خطاست
طعم تلخی که دهد مزهی شیرین عسل
مرگ تدریجی قلب است در آغوش اجل
عشق، تکرار پریشانی و آشوب دل است
پادشاهیست ستمکاره که منصوب دل است
عشق، فریاد گره خوردهی بغضی به گلوست
عشق، آشفته شدن در طلب دیدن اوست
عشق، سرمنشاء بیدادگریهای غم است
عشق، دلبستگی و خستگی دم به دم است؛
پ.ن : خیلی گشتم که بفهمم این شعر زیبا از کیه
بلکه اسم شاعر خوبشو زیر شعر بنویسم اما متاسفانه نتونستم بفهمم، جایی ننوشته بود
اگه احیانا کسی میدونه خوشحال میشم به منم بگه،
سپاس
س.آرش ایرانی
برچسب:
نویسنده: محمد اکبریپور